محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

518

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و لهذا هر چند حرارت و يبوست و موادّ دمويهء غليظهء سوداويه در بدن بيش‌تر باشد ، تكوّن مو بيش‌تر و غليظتر و سياه‌تر مىباشد . و اضداد اين‌ها : از قلّت و رقّت و « سبوطت » « 1 » - يعنى راستى و بلندى مو - و عدم سواد كه حمرت و شقرت « 2 » - كه متوسّط ميان سياهى و سفيدى مو است ، ليكن احمر ميل به سواد و اشقر ميل به بياض دارد - و بياض آن در بلدان معتدله نيز دلالت به رطوبت و برودت مزاج مىنمايد . امّا قلّت و رقّت آن ، جهت آن كه حرارت كه باعث تدخين مادّه است اگر غالب باشد و اجزاء ارضيهء يابسه بسيار ، مو بسيار غليظ و قوى مىباشد ؛ چنان چه ذكر يافت . اگر با آن حرارت ، بر مادّهء ارضيهء آن يبوست غالب نباشد ، بلكه با رطوبت باشد ، موى متكوّن از آن ، سبلا راستِ طولانى مىباشد ؛ مانند اشجار و نباتاتى كه بر اراضى كثيرة المياه رويند كه راست مىباشد ساق و شاخ و تخم و ثمر آن‌ها نيز . و حمرت آن ، به سبب ضعف حرارت فاعله است ؛ زيرا كه فاعل دخان ، حرارت است ؛ پس اگر قوى باشد - چنان چه ذكر يافت - آن را محترق گردانيده [ و ] دخان را سياه مىگرداند . و اگر ضعيف باشد و نتواند محترق گردانيد و يا اندك احتراقى دهد ، رنگ دخان حاصل از مادّهء دمويه و سوداويه و بلغميه با كثرت مادّهء دمويه بر آن ، هر دو سرخ و يا سرخ اندك تيره مىباشد . و موى متولّد از آن ، به رنگ آن و اگر حرارت كم‌تر و بلغميت بر مادهء آن غالب باشد رنگ آن را اشقر مىگرداند . و موى متولد از آن اشقر مىباشد . و اگر حرارت بسيار ضعيف و بلغميت بر آن غالب باشد ، موى متولّد به سبب غلبهء برودت و انجماد آن به ظاهر جلد ، سفيد مىباشد . و بر اين ، قياس نمايند مراتب هر يك از سواد و حمرت و شقرت « 3 » و بياض را .

--> ( 1 ) . الف : از قلت وقت و ستوطت . ( 2 ) . الف : شفرت . ب : سمرت . ( 3 ) . الف : سفرت . ب : شفرت .